آموزش وردپرس
خانه / خاطرات شهید / طولانی ترین حملات هوایی به دزفول و اندیمشک

طولانی ترین حملات هوایی به دزفول و اندیمشک

اولین دو برادر سرباز وظیفه شهید دفاع مقدس در روستای سنجر واقع در سه کیلومتری غرب دزفول.

شهید محمد ملکی فرزند علی بخش

سرباز وظیفه شهید به سال ۱۳۴۲ در یک خانواده ی مذهبی و عاشق به نور الهی و ولایت خاندان اهل بیت (ع) در روستای سنجر در دزفول متولد شد که پدر و مادرش، نام او را محمد نامیدند.

نوجوانی ۱۶ ساله بود که به ندای رهبر انقلاب لبیک گفت و با شور و هیجان با کاروان انقلاب همسفر شد. با آغاز جنگ تحمیلی در لباس مقدس سربازی پا در جبهه های حق علیه باطل گذاشت.

تواضع، بردباری، کرامت انسانی، مقید بودن به آداب و رسوم اخلاقی و مذهبی و یاری به دیگران شکوفه های درختی به حساب می آمد که این سرباز مخلص همواره در زندگی خود در پی رضای معبود خود بود.

سرانجام این دلیر مرد اسلام و سرباز گمنام در تاریخ ۲۱/۶/۱۳۶۰ بر اثر اصابت تیر مستقیم مزدوران بعثی در جبهه های نبرد به خیل شهیدان گلگون کفن کربلای ایران اسلامی پیوست. روحش شاد.

شهید جواد ملکی فرزند علی بخش

حمله بیش از پنجاه فروند از هواپیماهای رژیم بعث عراق در تاریخ ۴/۹/۱۳۶۵ شهرهای دزفول و اندیمشک را مورد حمله قرار می دهند. در این حملات تعدادی از ساکنین این دو شهر از جمله پاسدار جواد ملکی، شهید و تعدادی مجروح می شوند. در این حمله شدید هوایی که تعدادی از آنها از نوع سوخو بود حدود پانزده دقیقه بر فراز این شهرها به پرواز درآمده بودند که طولانی ترین حمله هوایی لقب گرفت.

در این تهاجم هوایی یک فروند از آنها راکت های خود را به منطقه راه آهن اندیمشک شلیک کرد و جواد ملکی که از آن محل پاسداری می کرد و می توانست به پناهگاه برود اما دلیرانه در کنار مردم مقاومت اندیمشک به دفاع و شلیک تیر هوایی به هواپیماهای متجاوز پرداخت و در همان محل که امروزه، خیابانی به اسمش نام گذاری کرده اند شربت شهادت نوشید و بر اثر شدت انفجار و نزدیک بودن اصابت به او جسم مطهرش مفقود گردید.

در دزفول علاوه بر آتشبارهایی که در چند نقطه ی شهر مستقر بودند. بعضی از جوانان بسیجی در پشت بام های مساجد و یا منازل با اسلحه ی سبک به سمت هواپیماهای دشمن شلیک می کردند و چند عکاس خوش ذوق از این جنگنده ها عکس و فیلم می گیرند. یک فروند بالگرد هوانیروز که مجهز به موشک بود در حین عملیاتی قهرمانانه، یکی از هواپیماهای دشمن را مورد هدف قرار داده و آنرا سرنگون ساخت.

هواپیماهای متجاوز بعث عراق پادگان شهید باکری را مورد حملات هوایی خود قرار دادند که بیش از ۶۴ نفر شهید و تعدادی مجروح شدند و سپس اردوگاه شهید رجایی در شمال شهر را مورد بمباران قرار دادند و الحمدالله بدلیل خالی بودن اردوگاه، کسی آسیب ندید ولی اردوگاه ویران شد.

هواپیمای دیگری از دشمن با روشن کردن چراغ هایش چند بار شهر دزفول را دور می زند در این شرایط بحرانی خلبان عراقی در تماس با رادار پایگاه چهارم شکاری دزفول درخواست فرود می کند. اما به دلایل امنیتی مورد موافقت قرار نمی گیرد. سرانجام پس از رها کردن بهب هایش در حوالی اندیمشک، هواپیمایش سقوط کرده اما خلبان با چتر نجات سالم به بیرون پریده و در نهایت توسط رزمندگان پاسدار دزفولی اسیر می گردد.

پیکرهای پاک و مطهر شهدای جنایات هولناک روز چهارم آذر ماه، شهرهای دزفول و اندیمشک و پادگان شهید باکری با حضور گسترده ی مردم حزب الله دو شهر، مسئولین کشوری با شعار جنگ جنگ تا پیروزی، مرگ بر آمریکا، مرگ بر صدام به طرف مزار شهدا تشییع و به خاک سپرده شدند و پیکرهای مطهر شهدای پادگان شهید باکری به شهرهای خود منتقل گردیدند.

در نهایت پس از تفحص و پیگیری های مکرر، قسمتی از بدن مطهر شهید جواد ملکی پیدا و همانگونه که مولایش قمر بنی هاشم(ع) نه دستی بر تن و نه سری بر پیکر داشت و با آن قد رشیدش در ره عشق جان سپرد و جزء اصحاب شهدا گردید. شهیدان محمد و جواد ملکی اولین دو برادر شهید سرباز وظیفه دفاع مقدس روستای سنجر می باشند.

راوی: ابراهیم ملکی برادر شهیدان

منبع: کتاب اولی های انقلاب و دفاع مقدس در دست تدوین، اثر حاج غلامحسین سخاوت 

درباره ی رایحه

همچنین ببینید

ماجرای داعشی‌هایی که محسن حججی به هلاکت رساند

روایت فرمانده و همرزم شهید حججی: ماجرای داعشی‌هایی که محسن حججی به هلاکت رساند به …

۶ دیدگاه

  1. همسایه با جهان

    دوست عزیز نادیده سلام و سپاس از بذل توجهت به حماسه ی چهارم آذر ۱۳۶۵
    نوشتن تاریخ از این حیث که باید بر گذشته ی پیش از خود که دیده ای یا ندیده ای سخت است و البته سخت تر آن که ندیده باشی. بیهقی در نوشتن تاریخ خود نوشته است: سخنی نرانم که از سر تعصب و تزید باشد. نوشته ی شما را که مزین به نام شهیدان ارجمند ملکی است تقدیس می نمایم اما توجه نویسنده ی کتاب اولی های جنگ را به این نکته جلب می نمایم که حمله ی ۵۴ هواپیما عراقی بنا بر شواهد ثبت شده و اسناد ملی و نظامی و نیز شهادت دو چشم خودم که یک ساعت و نیم قصابی صدام را می دیدم در آسمان اندیمشک اتفاق افتاد و برخی از حکایات گفته شده در این روایت وجود خارجی ندارند. نوشتن از جنگ عین جنگ است باید امانت دار باشی و یادت باشد که خاکریز روبرو برای تحریف حماسه های تو نقشه کشیده است. نه گفتن اسم دزفول چیزی به ارزش های این شهر زخم خورده و جانباز جنگ می افزاید و نه اختلاط جغرافیایی این رویداد چیزی از نقش ارزشمند اندیمشک در جنگ می کاهد.
    جمله ی صدام در اندیمشک قصابی کرد یادگار این حماسه است
    البته من پیشترها در شعری برادری دزفول و اندیمشک را در جنگ ثبت کرده ام اما وظیفه ام بود که برای آگاهی دوستان مخاطب این توضیحات اصلاحی را یادداشت نمایم…
    مظلوم کوچک من
    آن وقت ها
    با حمله های موشکی دشمن
    به شهر همسایه – دزفول-
    در خاک و آتش و دود می نشست
    و شیشه های شهر ما همیشه می شکست
    آری ما با زبان مشترک جنگ
    در داغ و درد همسایه شریک بوده ایم

  2. با سلام خدمت حاج غلامحسین سخاوت از توجه شما به شهدای روستا سپاس گذارم انشاالله که از این دو برادر شهید مزد دنیوی و اخروی بگیرید واز خدا برای شما ارزوی توفیق و طول عمر میکنم .التماس ۲a

  3. آخه من نمیدونم چرا دزفول خودشو تو این فضیه با ما قاطی میکنه . مگه میخواد چی گیرش بیاد

    • علیک السلام آقا محمد از این که به ما سر زدید متشکرم.
      در این نوشتار موضوع اصلی بمباران نیست موضوع شهیدان ملکی هستند. و نقل خاطرات و زندگی نامه مختصر آنهاست. و موضوع بحث، قاطی کردن این شهر و آن شهر نیست البته یادتان باشد که در این روز هر دو شهر بمباران شدند و نگارنده در نوشتار بعدی توضیحات خوبی را ارائه کرده است.

    • آقا محمد احتمالاً سن شما به اونروزها قدنمیده اونروز هردو شهر بمباران شد من یکی از شاهدای عینی ، یادم میاد اونقدر هواپیما تو آسمون بود و اونقدر پایین پرواز میکردن که من وخواهرم که هر دو خیلی کوچیک بودیم فکرمی کردیم مانوره رفته بودیم پشت بوم خونه و کلی ذوق کردیم بعد یهو شروع کردن به تیربارون که بابام دوتامونو با هم بغل کرد واز روی پشت بوم بردمون زیرزمین ما خودمونو قاطی نکردیم دزفول خوده خط مقدم بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *