آموزش وردپرس
خانه / مطالب دوستان / محمود دلواپسی ها

محمود دلواپسی ها

محمود دلواپسی ها (برای درگذشت غم انگیز حاج محمود پاینده پور)

سلام حاج محمود
امروز هم مثل روزهای دیگه منتظر پیامهای سازنده ات بودم.
من که بهت گفته بودم که از پیامهات استفاده می‌کنم
آنها را در گروه خودم نشر میدم.
تو که دغدغه ات را  بارها برایم راجع به گروهی که فارغ از نظرات آقامون، مطالب می‌زنند گفته بودی،
و جوابهای محکم و با منطقت را که  براشون می فرستادی، و آنها را مجاب میکردی

راستی حاج محمود، آخرین جلسه ی دعای ندبه حسینیه شهید آل مبارک که پیش هم نشسته بودیم باز هم دغدغه بکارگیری یکی از دوستان را در سپاه که کارش دیر انجام شده بود، داشتی، چطور شد؟
روز جمعه که باهام. تماس گرفتی تو جاده بودم، باز هم پیگیر بودی و شماره حاج حسنو می خواستی.
حاج محمود؟!
این پیامو که نوشته بودی (( زندگی فقط لحظه ها هستند، قدر لحظه‌ها را بدانیم و لحظه‌ها را دوست داشته باشیم.))

نوشته بودی:
آنچه از سرگذشت، شد سر گذشت
حیف بی دقت گذشت، اما گذشت
تا که خواستیم یک دو روزی فکر کنیم
بر در خانه نوشتند ،در گذشت
منظورت از اینها چه بود؟ کی بود؟
چرا با دل ما بازی میکردی؟
چرا اجازه دادی بر در خانه ات بنویسند. ….. در گذشت
تو دل ما را قرص میکردی
می گفتی چترت خدا باشد
می گفتی وقتی دلت با خداست بگذار هر کس میخواهد دلت را بشکند
وقتی توکلت  با خداست بگذار هر چقدر میخواهند با تو بی انصافی کنند.  می گفتی: وقتی امیدت با خداست، بگذار هر چقدر میخواهند نا امیدت کنند.
می  گفتی: همیشه با خدا بمان، چتر پروردگار، بزرگترین چتر دنیاست
و باز هم برای دوستان دعا می کردی که چتر خدا بالای سر زندگیشون باشد.
از دوستان می خواستی با استغفار در امان گاه و پناهگاه خدا باشند
و کجا امن تر و آرامش بخش تر از آغوش خدا.
روز تاسوعا در هیئت رزمندگان ثارالله که وعده گاهی میشد برای دیدار دوستان، هر کس را می دیدی او را در آغوش می کشیدی و محبتت را در دلش جاری میکردی و پیامهاتو عملا می ‌رساندی.

چقدر زود دل تنگ پیامهات شده ام
حاج محمود، دوباره برامون بگو
دوباره خط جدی یت را با امر به معروف جاری کن
و دوباره گلخند شیرین گوئیهایت را بر لبان دوستان به نشان
حاج محمود، تو محمود دلواپسیها هستی
ما را از دعای خیر فراموش مکن
دلواپسمان باش.
عبدالرحیم پارسافرد

درباره ی رایحه

همچنین ببینید

این داستان نمی تواند اتفاقی باشد؛ سه بار کنایه و تقابل جویی با فرمایشات رهبر انقلاب در دو سخنرانی روحانی/ حداقل التزام عملی به ولایت فقیه چقدر است؟!

گروه سیاسی – رجانیوز: بررسی سخنرانی روزهای اخیر رئیس جمهور، پس از بحران خوزستان و …

۱۲ دیدگاه

  1. پویان قنبری

    حاجی خیلی زود تنهامون گذاشتی
    آخه حالا حالاها با هم کارها داشتیم
    حیف که قدر ندونستیم وجود مبارکت رو
    بیست سال شاگردی کردم و هنوز قطره ای از دریای معرفتت رو درک نکردم ،
    شاگرد رفوزه کلاست

  2. پدر جان هر چند مدت کوتاهی بود که در کنارت بودم وفقط بخش کوچکی از مهربانیت.محبت.مردم دوستی وخیرخواهی هایت را شاهد بودم اما بدان که بزرگترین و بهترین درسی که در زندگی ام یاد گرفتم همان مدت کوتاهی بود که در کنارت بودم.هوایم را داشته باش

  3. آه محمودم
    با رفتنت ، آن دژ مستحکم که پناهگاه صدها نفر چو من بود ویران شد ، دلواپسیهایمان دو چندان شد . در اوج اقتدار بودیم ولی ذلت یتیمی را دوباره چشیدیم و در ژرفای نهان خانه روح خود فریاد وا یتماه و وا ذلاه سر زدیم ، به راستی رفتنت بی بازگشت شده ؟ ألا یا موت زر إن الحیاه بعد محمودنا ذمیمه و ای اشکها ببارید که این خزان را بهاری نیست . وا محموداه وا أباه

  4. مسعود رستمی

    حاجی خدا رحمتت کنه واقعا این لقبی که بهت دادن لایقش هستی منظورم خادم الحسین .چه خوب نوکری حسین رو کردی….
    فقط میتونم بگم با اینکه رفتنت واس ما سخته ولی خوشا بحالت که چه آروم و زیبا اشهد گفتی رو رفتی….
    از خدا میخوام که من هم طوری در زندگییم عمل کنم که همه بگن خدا رحمتش کنه ،مرد خوبی بود مثل تو

  5. دیدار باشد به قیامت پدرجان

  6. حاجی جان،خیلی زود از بین ما رفتی وافسوس که نتوانستیم تو را دریابیم.شفیع ما باش درآخرت.مطمئنم که با شهدا و صالحان واهل البیت محشوری

  7. سیدمحمد یاسری

    بابا داغت کمرم را شکست و جگرم را سوزاند

  8. پدر
    میخواستم در باره ات بنویسم گفتم یدالهی…دیدم علیست.
    گفتم نان آور شبانه ی کوچه های دلم هستی…دیدم علیست.
    خلوص تو در عشق ورزیدن را نوشتم و روح تو را از هر طرف پیمودم…به علی رسیدم.
    آنگاه دریافتم که تو نور جداشده ای از آفتاب علی هستی تا از پنجره ی هر خانه ای هستی را گرما ببخشی و اینگونه بود که علی (ع) نماینده خدا و نبی شد و پدر نماینده علی (ع)…

    از طرف فرزند کوچکت…..

  9. سلام بابا
    از آسمان چه خبر؟
    میهمانی خدا تمام نشد که برگردی؟
    دلم برای روزهایی تنگ است که دیگر باز نخواهد گشت….
    برای تو که دیگر حظورت را احساس نخواهم کرد….
    راستی چه زود دیر می شود….
    بابای خوبم روزت مبارک

  10. پدرم مارا با دنیایی از غم تنها گذاشته ای و من دلشکسته از نبودت می گویم :

    روح پاکت با امیر المومنین محشور باد

    خانه قبرت از الطاف خدا پر نور باد

    ای چراغ زندگانی ای پدر یادت بخیر

    خاطرت در باغ فردوس برین مسرور باد

  11. پدر تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست
    اما همیشه،به جرم پدر بودن،باید ایستادگی کند
    گاهی بعضی ها عجیب بوی خدا میدهند،مانند پدرم

  12. سلام دوست من
    کم بود اما زیاد بود
    کم بود زمان زیاد بود معرفت
    کم بود زمان زیاد بود صداقت
    کم بود زمان زیاد بود همراهی
    کم بود زمان زیاد بود رفاقت
    کم بود دنت زیاد بود نبودنت
    کم بود اما زیاد بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *