آموزش وردپرس
خانه / رویدادهای انقلاب اسلامی / «پائین کشیدن مجسمه شاه در اندیمشک »

«پائین کشیدن مجسمه شاه در اندیمشک »

IMG10295836عکس تزیینی است

راهپیمایی های دوران انقلاب اندیمشک از مسجد امام حسین (ع) (کوی شهدای فعلی) آغاز می شد و پس از عبور از خیابان اصلی بازار به سمت خیابان شهید مصطفی خمینی (فعلی) و منطقه پشت جاده انقلاب ادامه می یافت، با این که مسافت راهپیمایی خیلی طولانی بود اما به واسطه شور و شعور انقلابی مردم این همه مسیر طی می شد. مسجد امام حسین (ع) با وجود روحانیِ پرنشاط وبا فضیلتی همچون صفایی؛ به کانون حوادث انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) تبدیل شده بود و تقریباً تمام تجمعات از این مسجد شروع می شد.

روز ۲۶ دیماه سال ۱۳۵۷ همچون شهرهای دیگر شور و حرارتی در شهر بود و راهپیمایی بزرگ صورت گرفت، جوانان انقلابی و مقلد امام (ره) در خیابان های شهر بودند و شعارهای کوبنده در حمایت از امام سر می دادند . جمعیت در حال رفتن به سمت شهرداری (فعلی) بود که از بلندگوی دستی اعلام شد «شاه رفت». همین خبر کوتاه سبب شد عده ای از جوانان شهر از صف جمعیت فراوان راهپیمایی خارج شده و به سمت میدان راه آهن حرکت کنند. تعداد زیادی از جوانان در حال حرکت به سوی این میدان بودند که در وسط آن، مجسمه شاه خودنمایی می کرد. به میدان که رسیدند؛ تنها یک سرباز در ایستگاه حضور داشت و از پشت درب شیشه ای نظاره گر این شور بود. ناگهان جوانان مسجدی و مذهبی سیم بکسل (سیم محکمی که برای کشیدن خودرو معیوب استفاده می شود) را به دور مجسمه انداختند و مشغول پائین کشیدن آن شدند ولی از آنجائیکه پایه های فلزی مجسمه حالت فنری داشت به سختی رها نمی شد. به هر حال جوانان با کشیدن از سوی مخالف سبب شکسته شدن پایه ها و کج شدن مجسمه شدند بطوریکه مجسمه بین زمین و آسمان معلق ماند.

در همین حال، مأموران رژیم با سرعت فراوان به سوی میدان آمدند و جمعیت پراکنده و به هر سو می دوید، آنها در حالی که تفنگ هایشان را به سمت جمعیت نشانه رفته بودند اما شلیک نکردند – ظاهراً اجازه نداشتند – و چنین بود که مجسمه شاه در اندیمشک بعنوان نخستین شهر به زیر کشیده شد. شب هنگام، مأمورین شهربانی با بریدن پایه های مجسمه؛ آن را به باشگاه راه آهن انتقال دادند و فردای آن روز انتقام سختی از مردم شهرم گرفتند. حمله وحشیانه ای که بعدها به « چهارشنبه سیاه » معروف شد.

منبع: وبلاگ روشنای صبح

درباره ی رایحه

همچنین ببینید

«ما تا آخرین قطره خون خود ایستاده ایم»

خیلی شلوغ بود و پر انرژی و همیشه لبخند به لب. در گیر و دار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *