آموزش وردپرس
خانه / خاطرات شهید / خداحافظ حاج علی، آخرش گوی سبقت را ربودی.

خداحافظ حاج علی، آخرش گوی سبقت را ربودی.

دل نوشته ای برای شهید مدافع حرم  حاج علی قربانی

5

خدا حافظ رفیق قدیمی، خدا حافظ رفیق صمیمی

خدا حافظ  علی جان، ای به قربان تو و اخلاق نیکوی تو.

آخرش گوی سبقت را ربودی

از آن روزی که در والفجر مقدماتی شناختمت بال پرواز داشتی

روزی که ماشاء الله ابراهیمی در کنارت، محمد یوسفی، علی طاهری، عزت الله حسین زاده، محمد تقی خوا نساری و …..حلقه دوستانه ات را تکمیل کرده بودند.

گوییا همان دیروز بود که با حبیب عصاره، امیر سپهرجو، رحمانی، جان محمد جاری، در کنار حاج حمید صالح نژاد گلهای با صفای یک بوستان را تشکیل داده بودید.

اما گلچین روزگار عجب سلیقه ای دارد. یک به یک می چیند.

دیروز عزت و علی محمد و حبیب و ماشاء الله و محمد و حمید را و ….امروز علی قربانی را.

دیروز برای رسیدن به حرم و امروز برای دفاع از حرم.

دیروزی ها رفتند تا حرم اسیر را صفای  آزادی دهند و امروزی ها رفته و می روند تا عزت حرم را حریم نگه دارند.

چه خوب این خواهر و برادر دل ربایی می کنند.

دیروز به عشق اباعبدالله دل را به دریای اروند، به امواج پر غرور و قدرتمند، به طوفان های شن، به صحراهای خشک، به کوههای بلند، به هرم گرمای جنوب، به سوزش سرمای غرب می زدند تا خود، فدای یار کنند و گوشه چشم امام علیه السلام  را به خود مشغول.

و امروز به عشق دردانه ی امیرالمومنین، زینب کبری، زینت عاشقان دلدار، فرسنگ فرسنگ دلدادگی، فرسنگ فرسنگ عشق و محبت به اهل بیت، فرسنگ فرسنگ شور و احساس را پیمایش می کنند تا حریم حرم را پاسدار و نگهدار باشند.

علی جان: از آن روز های اول دفاع مقدس معلوم بود که تو اهل ماندن نبودی، نمی دانم چطور طاقت ماندن تا به امروز کشاندت.

و شاید هم ذخیره ای برای آفرینش شور امروز بودی.

اما امروز برایمان روشن شد.

روشن شد که اگر دیروز به پای علم اباالفضل باید خون دوستان ریخته می شد.

4

اگر دیروز ذکر اباعبد الله جان بخش جان هایمان می شد.

اگر دیروز ذکر فاطمه الزهرا(س)، مادر خوبی ها، تو و دوستانت را به مسلخ عشق می بردند، امروز هم یار جدا نشدنی اباعبدالله، دخت با صلابت امیر مومنان، خواهر عشق و وفا، زینب کبری (س)، علی قربانی را، هادی کجباف را، سید مجتبی ابوالقاسمی را، احمد مجدی را، حسین همدانی را ،……به قربانگاه عشق و ایثار روانه می کند.

علی جان:

مرکب راهوارت، که امروز بر دوش پروانگان شمع وجودت قرار گرفته بود، دل از دوستان ربوده  و آنها را  می نگریستم که از فراق یار، پیمانه ی چشمانشان پر از اشک گشته و بال و پر پروانه گانشان را بر وجود آرمیده در مرکبت می ساییدند.

حاج عباس با بغض فرو رفته در گلو نظاره ات می کرد.

حاج فتح الله سیل اشکهایش امانش را بریده بود. 

گریه و گریه و گریه…..

داشتم باور می کردم که داری از میان ما می روی، داشتم باور می کردم که تنهایی ما باز هم فراگیرتر شده، داشتم غربت در این دنیای بدون علی و علی ها را بیشتر احساس می کردم.

اما یکباره در سکوت معنا دار اطرافیان، تو را بلند قامت، سر بر افراشته، سرو گونه و استوار یافتم.

علی دیگری دست بلند کرد و به فریاد در آمد: ما از رفتن پدر نگران نیستیم، ما راضی به رضای حقیم، ما ناراحت نیستیم، انتظار شهادت پدر را خیلی پیش از این داشتیم.

آری سرو رعنا قامت، پسرت را می گویم، چه خوب ادای دین می کرد، چه خوب پدر را معرفی می نمود و چه  خوب به داشتن اینگونه پدری افتخار می کرد.

و فهمیدم که تو نرفته ای، تو جای وسیع تری در قلوب مخبتین پیدا کرده ای، تو زنده ای علی جان. تو حریم حرم را پاسداری کردی، تو عمه ی سادات را حمایت کردی.

کار تو کار اباالفضل العباس (ع) بود، تو و دوستانت نگذاشتید یکبار دیگر حرم به اسارت برود، تو و دوستانت قلب فرزند زهرا را خوشنود کرده اید.

IMG-20160213-WA0009

فرزندان زهرا (س)زنده اند، اباعبدالله(ع) زنده است، زینب کبری(س) زنده است.

و زنده بودن اهل بیت (ع) به زنده بودن پاسداران حریم آنهاست.

و تو پاسدار حرم حریم اهل بیتی، پس تو زنده ای علی جان.

و لذا سلام بر تو، سلام بر دوستانی که از تو سبقت گرفتند، و سلام بر تو و دوستانت که به آنها ملحق شدید.

مطمئن هستم حرف دل خانواده ات: اللهم تقبل منا هذا القربان  است.

خدایا به حرمت خون های شاهدان شهید عاقبت ما را نیز ختم بخیر بگردان.

آمین یا رب العالمین

دوستدار قدیمیت – عبد الرحیم پارسافرد

۲۵بهمن ۹۴ ولادت حضرت زینب (س)

تشییع شهید حرم. حاج علی قربانی. والسلام

درباره ی رایحه

همچنین ببینید

ماجرای داعشی‌هایی که محسن حججی به هلاکت رساند

روایت فرمانده و همرزم شهید حججی: ماجرای داعشی‌هایی که محسن حججی به هلاکت رساند به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *